برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
پستی به وقت بیست و هفت دی ماه نودوشش:
شاید بعد از دوسال باز هم دلم خواست نامه ای به گذشته بنویسم در پست بعدی.
تشکر میکنم از نسرین جان که منو دعوت کرد. :)
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
وقتی تو مینویسی، کلمه ها جان میگیرند، نفس میکشند، شکل میگیرند، میخندن و هرازگاهی آه هم میکشند. لحظه هایی که نوشته هایت صدا میشود و در فضا میپیچد، صدا و نوشته ات عطر یاس به یادگار میگذارند برای آن زمان و مکان.
همین :)
:: بیخوابی.. بیداری..
:: هجوم یه عالمه فکر و خیال..
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
حرف بزنیم. :)
امکان نظر دادن به صورت ناشناس هم فعاله.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
یکی یکی دکمه های پیرهن مردونه راه راه صورتی سفیدم رو میبندم، دکمه آخر از بالا رو که میبندم بابام میگه: خفه نشی یه وقت؟! لبخند میزنم و بارونی نقره ایم رو میپوشم و میگم: بابا خوب شدم؟! بهم میاد؟! میگه:
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی